وبلاگ

مکالمه شماره 1 – Having a ball

دیالوگ شماره 1

این اولین آموزش از دست دیالوگ‌ها و مکالمه های عامیانه انگلیسی آمریکایی است که ما قصد داریم برای شما دوستان عزیز تهیه کنیم و از طریق این آموزش‌ها و آموزش صفر تا صد زبان انگلیسی بتوانیم به شما کمک کرده باشیم. البته یکی از پایه‌های اصلی کلاس آنلاین انگلیسی در مجموعه ما این آموزش‌هاست که میتوانید در کلاس‌های ما هم شرکت کنید و یادگیری خود را افزایش بدهید.

دیالوگ تمرین مکالمه

Tina: I feel like having a ball. Let’s splurge.

Barbara: Forget it. I’m broke.

Tina: Don’t worry. I’ll pick up the tabs. I’m loaded today. I’ll treat you.

Barbara: No, we’ll go Dutch. I don’t like to freeload.

ترجمه دیالوگ شماره 1

تینا: خیلی سرحالم. بیا بریم حسابی خرج کنیم.

باربارا: فراموشش کن. وضع مالیم خرابه.

تینا: ناراحت نباش. من حساب می‌کنم. امروز وضعم توپه. مهمون منی.

باربارا: نه. بیا دنگی کنیم. نمیخواهم مفت خوری کنم.

 

بیشتر بخوانید: گرامر حال کامل ساده

 

اصطلاحات و کلمات مکالمه شماره 1

در این بخش سعی می‌کنیم اگر هر اصطلاحی توضیحی دارد برای شما بگیم و سعی کنیم راحتتر این اصطلاحات و کلمات رو درک کنید و یاد بگیرید.

 

اصطلاح have a ball به فارسی

این اصطلاح یعنی به شما داره خوش میگذره، پس معنی‌اش به فارسی میشه کیف کردن، سرحال بودن، لذت بردن، خیلی خوش گذشتن.

Have a ball: enjoy one’s self, have a good time.

I was miserable but he was having a ball.

So how was the party last night?” “Oh, it was great – we had a ball!

اصطلاح splurge به فارسی

این فعل به معنی ولخرجی کردن هست یعنی آزادانه و بدون دغدغه پول خرج کنید.

I feel like splurging on a new dress.

I can happily splurge 3,000 pounds in one day.

اصطلاح broke به فارسی

این اصطلاح با فعل be که دارای اقسام am, is, are و was, were میاید و به معنی وضعی مالی خراب و ورشکسته بودن هست.

I can’t go to the concert.  Im broke.

I can’t afford to go on holiday this year – I’m broke.

اصطلاح pick up the tab به فارسی

از این اصطلاح زمان پرداخت پول استفاده می‌کنیم و به معنی پرداخت کردن صورتحساب، حساب کردن است.

The company will pick up the tab for this trip.

Taxpayers will pick up the tab for the stadium.

اصطلاح loaded به فارسی

این یه اصطلاح عامیانه و جذاب و کاربردی هست که در اینجا یعنی جیب پرپول داشتن، وضع مالی توپ داشتن است. باید دقت کنید که این اصطلاح با اقسام فعل be میاید.

He inherited the family business – he must be loaded!

Giles can afford it – he’s loaded.

بیشتر بخوانید: ضمایر اشاره در انگلیسی

 

اصطلاح treat you به فارسی

این اصطلاح رو هم با دوستان و رفقا بکار میبریم و معنی‌اش میشه مهمان کردن، دعوت کردن.

We treated Mom to lunch at the Savoy.

treated myself to a new dress.

اصطلاح go Dutch به فارسی

مطمئنا این اصطلاح بین رفیقا خیلی معروف هست و باعث میشه خرج آدم کمتر بشه و اون چیزی نیست جز: دنگی حساب کردن، هر کس سهم خودش رو بده.

Let’s go Dutch.

اصطلاح freeload به فارسی

این اصطلاح عامیانه هم میتونه خیلی به شما کمک بکنه و بتونید ازش استفاده کنید. معنی این اصطلاح به فارسی میشه مفت خورد کردن. به کسی هم که مفت خور هست هم میگیم freeloader پس مفت خور به انگلیسی میشه freeloader.

He had a reputation for freeloading off friends and acquaintances.

The restaurant is full of corporate executives and freeloading food critics.

از همراهی شما عزیزان متشکریم و از شما میخواهیم که با ما همراه باشید تا بتونید از آموزش‌های دیگه ما هم استفاده کنید.

منبع شماره یک

منبع شماره دو

دیدگاهتان را بنویسید